|
|
|
|
|
فرشته صبر نگهبان من است در عبور از سرزمین خشک و قحطی زده فقر و رسیدن به بهشت فراوانی و ثروت فرشته صبر حافظ من است در عبور از سرزمین پست و متعفن زندگی روز مره و معمولی و رسیدن به بلندی های پاک بزرگی و افتخار فرشته صبر همراه من است در عبور از سرزمین رودخانه های خشکیده ی ضعف و رسیدن به چشمه های جوشان و موج های خروشان قدرت دستم در دستان فرشته صبر است در عبور از وادی سرآب های جذاب حرص و آز با مردمانی که بمانند یغماگران بی درنگ و با شتابی هراسناک مشغول جمع آوری مال، خانه، و اشیا گوناگون در کیسه ها یشان هستند و رسیدن به چشمه های گوارای "تعالی" و لذت های بارورآن فرشته صبر نگهبان من است در عبور از سرزمین تنگ و عقب مانده ی تعصب، خشونت و کینه به دشت های وسیع آگاهی و مهر فرشته صبر حافظ من است در عبور از برهوت آهنی بی احساسی و تنهایی و بی پیوندی به سرزمین سبز و پر آب عشق، دوستی و فداکاری. 28مرداد |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه 22 مهر1386ساعت 9:5 قبل از ظهر توسط سمیرا
|
|
||