تبليغاتX
سقوط از برج پیزا
توقف در طبقه سیزدهم

فرشته صبر نگهبان من است در عبور از سرزمین خشک و قحطی زده فقر و رسیدن به بهشت فراوانی و ثروت

فرشته صبر حافظ من است در عبور از سرزمین پست و متعفن زندگی روز مره و معمولی و رسیدن به بلندی های پاک بزرگی و افتخار

فرشته صبر همراه من است در عبور از سرزمین رودخانه های خشکیده ی ضعف و رسیدن به  چشمه های جوشان و موج های خروشان قدرت

دستم در دستان فرشته صبر است در عبور از وادی سرآب های جذاب حرص و آز با مردمانی که بمانند یغماگران بی درنگ و با شتابی هراسناک مشغول جمع آوری مال، خانه، و اشیا گوناگون در کیسه ها یشان هستند و رسیدن به چشمه های گوارای "تعالی" و لذت های بارورآن

فرشته صبر نگهبان من است در عبور از سرزمین تنگ و عقب مانده ی تعصب، خشونت و کینه به دشت های وسیع آگاهی و مهر

فرشته صبر حافظ من است در عبور از برهوت آهنی بی احساسی و تنهایی و بی پیوندی به سرزمین سبز و پر آب عشق، دوستی و فداکاری.

28مرداد
+ نوشته شده در  یکشنبه 22 مهر1386ساعت 9:5 قبل از ظهر  توسط سمیرا   |