تبليغاتX
سقوط از برج پیزا
توقف در طبقه سیزدهم

اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را

به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را

(حافظ شیرازی)

 

اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را

به خال هندویش بخشم سر و دست و تن و پا را

هرآنکس چیز می بخشد ز ملک خویش می بخشد

نه چون حافظ که می بخشد سمرقند و بخارا را

(هاتف اصفهانی)

 

اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را

به خال هندویش بخشم تمام روح اعضا را

هرآنکس چیز می بخشد بسان مرد می بخشد

نه چون هاتف که می بخشد سر و دست و تن  و پا را

سر و دست و تن و پا را به خاک گور می بخشند

نه بر آن ترک شیرازی که شور افکنده دلها را

(شهریار)

 

بسا من را عجب آمد ز احوال شما خوبان

که عیب یکدگر جویید و لفظ شعر حافظ را

هرآنکس هدیه ای آرد برای دلبر رعنا

ادب گوید که نشمارد کسی عیب هدایا را

اگر حافظ به او بخشد سمرقند و بخارا را

به تعبیری عیان سازد مقام  و قیمت دل را

وگر هاتف به او بخشد سر و دست و تن و پا را

فدای او همی سازد تمام قالب دل را

وگر هم شهریار آرد برایش روح اعضا را

حیات و روح بخشد همی اعضای هاتف را

اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را

خوشا احوال و ایامش که دارد هر دو عالم را

سمرقند و بخارا، تمام روح و اعضا، دل

هرآن کودل بدست آرد نخواهد ملک دارا را

(ساره افتخارزاده)

 

+ نوشته شده در  جمعه 16 فروردین1387ساعت 0:13 قبل از ظهر  توسط سمیرا   | 

کلاس آرام و عصری گرم و خواب انگیز

صداهای گچ و پا و کلام گرم استادی؛

دو چشمم میکند از خواب خوش لبریز

بغل دستی تلنگر می زند:"برخیز"

دریغ اما

اثربخشی ندارد این تلنگر نیز...

***

میان چرت و بیداری

به ناگه نغمه ی زیبا و لرزآور

ز کیف خواهری، خوابم پراند از سر

-"عزیزم صبر تا یک لحظه ی دیگر"

- تبسم می شود جاری به روی عده ای دیگر-

***

ز سرخوش می پرد خوابم، تمرکز باز می یابم

ولی ناگاه آهنگی

شبیه بندری، یا یک چنین زنگی

ز سوی دیگری می خیزد و این بار

پسر تا بیخ گوشش قرمز و رنگی...

***

دگر استاد شد شاکی

"چه شد بر عالم خاکی

که هر کس راست "همراهی"

نه شرمی از کلاس است و نه از استادتان باکی"

***

خدایا! باز

کلاس آرام و عصری گرم و خواب انگیز

صداهای گچ و پا و کلام گرم تکراری...

صدای دیگری هم آه می آید؛

صدای بلبلی،

از جیب استاد است انگاری!

چه آهنگ خوشی "همراه" ایشان می کند جاری...

 

(محمدباقر کاظمی)

+ نوشته شده در  جمعه 16 فروردین1387ساعت 0:12 قبل از ظهر  توسط سمیرا   |