تبليغاتX
سقوط از برج پیزا - در وصف پیزاءالوب!
توقف در طبقه سیزدهم
چه زیبنده است چنین منظره ای...

خداوندگارا چگونه بیافریدی این چنین؟ چه جَلَب جایگاهی است! مرا چرا مأوایی چنین کژ است؟! بارخدایا مرا چه کاری است اگر این بنا سرازیر شود؟! آن گاه که همی ساختند این بنا را، تفکری ننمودند که گر موجودی در عالم رویا و توهم به سر برد و با خود بیندیشاند(!) که عجب جنتی است این "ایتالیان" و عجب قصری باشد این"پیزا" بنا، و ممکن همی باشد که بر اثر کثرت جمعیت و پرا کندگی حواس(!) ،بشاید که جفت لنگانش لیز بلُنباند آن گاه حیله ای نزدش نباشد مگر آنکه گامی به جلو نهد و آنگاه با لبانی جنبان وگفتان که:"اشهد ان لا اله الا الله" (با فرض مسلمان بودن) و"اوه، نو، مای گاد، هلپ می!!!" (با فرض غیرمسلمان بودن) ناگاه بر زمین افتد و خین ازو جاری شود و آنگاه به لقاءالله پیوندی بشود او را، آیا نمی دانند که یخه شان در یوم حساب گیر است و باید بچشند طعم گوارای سوزان آتشی را که جمله ملائک بیفروختندی آن را؟!

خداوندگارا رحمی بنه بر این اهل معمار و این قوم خدانترس که با بنایی که بنا نهادند، موجبات برتری سرزمین "ایتالیان" را بر دیگر سرازمین وارد آوردند، از آن جهت که مردمان دنیا جذب این بنا همی گردند و از تو خداوندا چه پنهان که در غرب تر از ما- استغفرالله- به اینان گویند"توریست" و من ندانم که این چه توری است که ایرانیان هنوز نیافتندش پس از ده سده ای که قبل از ولد مسیح پا بر سرزمین مقدس، ایران، نهادند تا به حال...

خداوندگارا، رأیی دهم مگو"لا!" : اینان که مردمانی بودند کوشنده، افسوس که نبودند بر این راه که همانا مانعی نهند بی زحمت بر احدی از این طبقان همانند سیزدهمینِ طبقان تا که منع بگرداند موت همانانی را که "اشهد" گویان و یا"هلپ"گویان در حال سقوطند و خواستار یک ملکه که همی پیشی بگیرد از برای تسلیم بکردن جان به جانان آفرین... حال بر آنم است که خود به تنهایی چنین کنم. باشد که تو نیز یاری رسانم باشی که مردمان را از خطر غفلت و بی خبری نجاتی بخشیم و چه بسا مرا هم نجاتی باشد در سرای دگر و چه بسا مردمانی که در همان طبقه سیزده، برسند به حقایق زیبای حیات و زین به بعد جمع بگردانند حواسشان را در کردار و رفتار و گفتارشان تا که باشد سعادتی بنهفته در نیکوی آنها...

 قربان نازنین وجودتان

 والسلام علیک

 السمیراء پیزابناءالاسپانسر(از برای مرمّت)

+ نوشته شده در  دوشنبه 10 مهر1385ساعت 2:18 بعد از ظهر  توسط سمیرا   |